ماه من غصه چرا؟
ماه من غصه چرا؟
آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز، مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان، نه شکت و نه گرفت، بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست.
ماه من، دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن کار آنهایی نیست که خدا را دارند. ماه من! غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی واکن و بگو با دل خود که خدا هست هنوز، خدا هست هنوز او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم میداد او همانیست که هر لحظه دلش میخواهد همه زندگی ام، غرق شادی باشد.
ماه من!
غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی، بودن اندوه است. این همه غصه و غم، این همه شادی و شور، چه بخواهی و چه نه، میوه یک باغ اند. همه را باهم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری ست پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند:
که خدا هست
خدا هست
خدا هست هنوز...
پی نوشت: خیلی احساس آرامش کردم وقتی این نوشته زیبا رو خوندم حتما شما هم همین
حس رو خواهید داشت.
ای هستی را معنا! بیا و زمین و زمان را جانی